در همه جا حضور دارد. از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، از کویر تا کوه، از سیاهچادرهای عشایری تا خانههای ساده روستائیان، از کارگاههای ابتدایی و قدیمی واقع در کوچه پس کوچههای شهر تا فرهنگسراهای شهرهای بزرگ و از قبل از تاریخ تا امروز.سخن از صنايع دستی است. صنایعی که گاه به شکل فرش و گلیم جلوهگر میشوند و زمانی لطافت و ظرافت خویش را در منبّت و معرّق، گچبری و آیینهکاری، سفال و سرامیک به نمایش میگذارند. اما به هر نقش و شکلی که باشند، بیانگر عشق به پاکی و زیباییاند، چرا که خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد.صنایعی که روح خود را از هنر وام گرفتهاند و جسمشان ارتباطی نزدیک با صنعت دارد و همین ویژگی است که تعریف صنایع دستی را به طور اعم و به طور اخص به عنوان یک رشته دانشگاهی دشوار کرده است. چرا که عدهای از اساتید و صاحبنظران، این رشته از دید هنر بررسی میکنند و عدهای دیگر آن را به عنوان یک صنعت میبینند و بالاخره عدهای نیز معتقدند که صنایع دستی تلفیقی از هنر و صنعت است و حتی بعضی از استادان و کارش